تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٥
كه آب و گياه ندارد، و به تعبير ديگر به زمينهاى كوير مانند مىگويند، كه سراب نيز غالباً در آنجا به چشم مىخورد.
ولى جمعى از مفسران و ارباب لغت، اين كلمه را مفرد مىدانند كه جمع آن «قيعان» يا «قيعات» است. «١»
گر چه از نظر معنى در اينجا تفاوت چندانى وجود ندارد ولى تناسب آيه ايجاب مىكند: مفرد باشد؛ زيرا «سراب» به صورت مفرد ذكر شده و طبعاً چنين سرابى در يك بيابان خواهد بود نه در بيابانها (دقت كنيد).
***
آن گاه به مثال دوم مىپردازد و مىگويد: «و يا اعمال اين كافران همانند ظلماتى است در يك اقيانوس پهناور كه موج آن را پوشانده، و بر فراز موج، موج ديگرى است و بر فراز آن ابر تاريكى قرار گرفته است» «أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ».
و به اين ترتيب «ظلمتهائى است كه يكى بر فراز ديگرى قرار گرفته»! «ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ».
«آنچنان كه هر كس در ميان آن گرفتار شود، آن قدر تاريك و ظلمانى است كه اگر دست خود را بيرون آورد ممكن نيست آن را ببيند»! «إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها».
آرى، نور حقيقى در زندگى انسانها فقط نور ايمان است و بدون آن فضاى حيات تيره و تار و ظلمانى خواهد بود.
اما اين نور ايمان، تنها از سوى خدا است «و كسى كه خدا نورى برايش قرار