تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٥
شأن نزول:
در شأن نزول اين آيات از «ابن عباس» چنين نقل شده: «سعد بن عباده» (بزرگ انصار) خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله در حضور جمعى از اصحاب چنين عرض كرد:
«اى پيامبر خدا! هر گاه نسبت دادن عمل منافى عفت به كسى، اين مجازات دارد كه اگر آن را اثبات نكند، بايد هشتاد تازيانه بخورد، پس من اگر وارد خانه خودم شدم، و با چشم خود ديدم مرد فاسقى با همسر من در حال عمل خلافى است چه بايد كنم؟.
اگر بگذارم تا چهار نفر شاهد بيايند و ببينند و شهادت دهند او كار خود را كرده و فرار نموده است.
و اگر بخواهم او را به قتل برسانم كسى از من بدون شاهد نمىپذيرد و به عنوان قاتل قصاص مىشوم.
و اگر بيايم و آنچه را ديدم به عنوان شكايت بگويم هشتاد تازيانه بر پشت من زده خواهد شد»!.
پيامبر صلى الله عليه و آله گويا از اين سخن احساس يك نوع اعتراض به اين حكم الهى كرد، رو به سوى جمعيت انصار نموده به زبان گله فرمود:
آيا آنچه را كه بزرگ شما گفت نشنيديد؟
آنها در مقام عذر خواهى بر آمده، عرض كردند: اى رسول خدا! او را سرزنش نفرما، او مرد غيورى است و آنچه را مىگويد، به خاطر شدت غيرت او است.
«سعد بن عباده» به سخن در آمده، عرض كرد: اى رسول خدا! پدر و مادرم فدايت باد، به خدا سوگند مىدانم كه اين حكم الهى است، و حق است، ولى با اين حال از اصل اين داستان در شگفتم (و نتوانستم اين مشكل را در ذهن خود