تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٦
مفهومى نمىتواند داشته باشد، و خانوادهها همچون تار عنكبوت به سرعت متلاشى مىشوند و كودكان بىسرپرست مىمانند.
٣- گسترش دامنه فحشاء، و افزايش فرزندان نامشروع، از دردناكترين پيامدهاى بى حجابى است، كه فكر مىكنيم نيازى به ارقام و آمار ندارد و دلائل آن مخصوصاً در جوامع غربى كاملًا نمايان است، آن قدر عيان است كه حاجتى به بيان ندارد.
نمىگوئيم، عامل اصلى فحشاء و فرزندان نامشروع منحصراً بى حجابى است، نمىگوئيم استعمار ننگين و مسائل سياسى مخرب در آن مؤثر نيست، بلكه
مىگوئيم: يكى از عوامل مؤثر آن مسأله برهنگى و بى حجابى محسوب مىشود.
و با توجه به اين كه: «فحشاء» و از آن بدتر «فرزندان نامشروع» سر چشمه انواع جنايتها در جوامع انسانى بوده و هستند، ابعاد خطرناك اين مسأله روشنتر مىشود.
هنگامى كه مىشنويم در «انگلستان»، در هر سال- طبق آمار- پانصد هزار نوزاد نامشروع به دنيا مىآيد.
و هنگامى كه مىشنويم: جمعى از دانشمندان «انگليس» در اين رابطه به مقامات آن كشور اعلام خطر كردهاند- نه به خاطر مسائل اخلاقى و مذهبى- بلكه، به خاطر خطراتى كه فرزندان نامشروع براى امنيت جامعه به وجود آوردهاند، به گونهاى كه در بسيارى از پروندههاى جنائى پاى آنها در ميان است، به اهميت اين مسأله كاملًا پى مىبريم، و در مىيابيم مسأله گسترش فحشاء، حتى براى آنها كه هيچ اهميتى براى مذهب و برنامههاى اخلاقى قائل نيستند