تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠
٣٠- (آرى،) در اين ماجرا آيات و نشانههائى است؛ و ما مسلماً (همگان را) آزمايش مىكنيم!
تفسير:
پايان عمر يك قوم سركش
در آيات گذشته، بخشى از تهمتهاى ناروائى را كه دشمنان نوح عليه السلام به او زدند خوانديم ولى، از آيات ديگر قرآن به خوبى استفاده مىشود كه: اذيت و آزار اين قوم سركش، تنها منحصر به اين امور نبود بلكه با هر وسيله توانستند او را در فشار قرار دادند و آزار كردند، و نوح حداكثر تلاش و كوشش خود را در هدايت و نجات آنها از چنگال شرك و كفر به خرج داد.
هنگامى كه از تلاشهاى خود مأيوس شد و جز گروه اندكى ايمان نياوردند، از خدا تقاضاى كمك كرد چنان كه در نخستين آيه مورد بحث چنين مىخوانيم:
«گفت: پروردگارا! مرا در برابر تكذيبهائى كه كردند يارى كن» «قالَ رَبِّ انْصُرْنِي بِما كَذَّبُونِ». «١»
***
در اينجا فرمان پروردگار فرا رسيد و مقدمات نجات نوح، ياران اندكش و نابودى مشركان لجوج فراهم شد.
مىفرمايد: «ما به نوح وحى فرستاديم كه كشتى را در حضور ما و طبق فرمان ما بساز» «فَأَوْحَيْنا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا».
تعبير بِأَعْيُنِنا: «در برابر ديدگان ما» اشاره به اين است كه: تلاش و كوشش تو