تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٠
تفسير:
دلهاى فرو رفته در جهل!
از آنجا كه صفات بر جسته و ويژه مؤمنان- كه سر چشمه انجام هر گونه كار نيك است و در آيات قبل به آن اشاره شد- اين انديشه را برمىانگيزد كه اتصاف به اين صفات و انجام اين اعمال، كار همه كس نيست، و از عهده همه بر نمىآيد.
در نخستين آيه مورد بحث، به پاسخ پرداخته مىگويد: «ما هيچ كس را جز به مقدار توانائيش تكليف نمىكنيم» و از هر كس به اندازه عقل و طاقتش مىخواهيم «وَ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها».
اين تعبير نشان مىدهد: وظائف و احكام الهى در حدود توانائى انسانها است، و در هر مورد، بيش از ميزان قدرت و توانائى باشد، ساقط مىشود و به تعبير علماى اصول: اين قاعده بر تمام احكام اسلامى حكومت دارد، و بر آنها مقدم است.
و باز از آنجا كه ممكن است اين سؤال پيش آيد: چگونه اعمال اين همه انسانها از كوچك و بزرگ، مورد حساب و بررسى قرار مىگيرد؟
اضافه مىكند: «و نزد ما كتابى است كه به حق سخن مىگويد (و تمام اعمال بندگان را ثبت و بازگو مىكند) و به همين دليل هيچ ظلم و ستمى بر آنها نمىشود» «وَ لَدَيْنا كِتابٌ يَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ».
اين اشاره به نامههاى اعمال و پروندههائى است كه همه كارهاى آدمى در آن ثبت و نزد خداوند محفوظ است، پروندههائى كه گوئى زبان دارد و حق را بازگو مىكند، به گونهاى كه جاى هيچگونه انكار در آن باقى نمىماند. «١»