تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٠
پستان گرفته شده، و «تضرع» به معنى ورود شير به پستان و خضوع و تسليم آن در برابر دوشنده است، سپس به معنى تسليم آميخته با تواضع و خضوع آمده است.
يعنى اين حوادث دردناك آنها را هرگز از مركب غرور، سركشى و خودكامگى فرود نياورد و در برابر حق تسليم نشدند.
و اگر در پارهاى از روايات «تضرع» به معنى بلند كردن دستها در هنگام دعا و نماز تفسير شده، در واقع بيان يكى از مصداقهاى اين معنى وسيع است.
***
به هر حال، ما به اين رحمتها، نعمتها و مجازاتهاى بيدار كننده ادامه مىدهيم و آنها نيز به طغيان، سركشى و لجاجتشان، «تا هنگامى كه درى از عذاب شديد و دردناك خود را به روى آنها بگشائيم و چنان گرفتار شوند كه به كلى مأيوس گردند» «حَتَّى إِذا فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً ذا عَذابٍ شَدِيدٍ إِذا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ». «١»
در واقع خداوند دو نوع مجازات دارد «مجازاتهاى تربيتى» و «مجازاتهاى پاكسازى و استيصال».
هدف در مجازاتهاى قسم اول آن است كه در سختى و رنج قرار گيرند، ضعف و ناتوانى خود را دريابند و از مركب غرور پياده شوند.
ولى هدف در قسم دوم كه در مورد افراد غير قابل اصلاح صورت مىگيرد اين است كه: به حكم و فرمان آفرينش ريشه كن شوند؛ چرا كه در اين نظام حق حيات براى آنها باقى نمانده، و اين خارهاى راه تكامل انسانها بايد كنار زده شوند.