تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٧
ابر تاريك از سوى سوم، ظلماتى است كه بر روى يكديگر قرار گرفته است، و بديهى است در چنين ظلمتى نزديكترين اشياء قابل رؤيت نخواهد بود، حتى اگر انسان دست خود را نزديك چشمش قرار دهد آن را نمىبيند.
كافرانى كه از نور ايمان بى بهرهاند، به كسى مىمانند كه در چنين ظلمت مضاعفى گرفتار شده است، به عكس مؤمنان روشن ضمير كه مصداق نور على نورند.
بعضى از مفسران گفتهاند: اين ظلمتهاى سهگانهاى كه افراد بى ايمان در آن غوطهورند، عبارتند از: ظلمت اعتقاد غلط، ظلمت گفتار نادرست، و ظلمت كردار بد.
و به تعبير ديگر، اعمال افراد بى ايمان، هم از نظر زير بنا تاريك است، هم از نظر انعكاسى كه در سخنان آنها دارد و هم به خاطر هماهنگيش با سائر اعمال زشتشان، از هر نظر ظلمانى است.
بعضى ديگر گفتهاند: اين ظلمتهاى سه گانه عبارت از مراحل جهل آنها است: نخست اين كه: نمىدانند، دوم اين كه: نمىدانند كه نمىدانند، سوم اين كه:
با اين حال فكر مىكنند مىدانند كه همان جهل مركب و مضاعف است.
بعضى ديگر گفتهاند: از آنجا كه عامل اصلى شناخت، طبق تصريح قرآن، سه چيز است: قلب و چشم و گوش (البته قلب به معنى عقل) چنان كه در آيه ٧٨ سوره «نحل» آمده: وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الأَبْصارَ وَ الأَفْئِدَةَ:
«خداوند شما را از شكم مادران برون فرستاد در حالى كه چيزى نمىدانستيد، و براى شما گوش و چشم و دل قرار داد» كفار هم نور قلب را از