تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٦
آن شويد!.
جالب اين كه: در آيه فوق، به جاى اين كه: تعبير كند شما درباره متهم به اين تهمت بايد حسن ظن داشته باشيد، مىگويد: «شما نسبت به خودتان بايد حسن ظن مىداشتيد».
اين تعبير- چنان كه گفتيم- اشاره به اين است كه: جان مؤمنان از هم جدا نيست و همه به منزله نفس واحدند كه اگر اتهامى به يكى از آنها متوجه شود گوئى به همه متوجه شده است و اگر عضوى را روزگار به درد آورد قرارى براى ديگر عضوها باقى نمىماند، و همان گونه كه هر كس خود را موظف به دفاع از خويشتن در برابر اتهامات مىداند، بايد به همان اندازه از ديگر برادران و خواهران دينى خود دفاع كند. «١»
استعمال كلمه «انفس» در چنين مواردى در آيات ديگر قرآن نيز، ديده مىشود از جمله آيه ١١ سوره «حجرات»: وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ: «غيبت و عيبجوئى از خودتان نكنيد»!
و اين كه تكيه بر روى «مردان و زنان با ايمان» شده، اشاره به اين است:
ايمان صفتى است كه مىتواند مانع و رادع در برابر گمانهاى بد باشد.
***
تا اينجا سرزنش و ملامت آنها جنبههاى اخلاقى و معنوى دارد، يعنى به هر حساب، جاى اين نبود كه: مؤمنان در برابر چنين تهمت زشتى سكوت كنند و يا آلت دست شايعهسازان كور دل گردند.
سپس، به بعد قضائى مسأله توجه كرده مىگويد: «چرا آنها را موظف به