تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٥
مىخوانيد، هرگز نمىتوانند مگسى بيافرينند، هر چند براى اين كار دست به دست هم دهند؛ و هر گاه مگس چيزى از آنها بربايد، نمىتوانند آن را باز پس گيرند. هم اين طلب كنندگان ناتوانند، و هم آن مطلوبان (هم اين عابدان، و هم آن معبودان)!
٧٤- خدا را آن گونه كه بايد بشناسند نشناختند؛ خداوند قوى و شكست ناپذير است!
تفسير:
معبودانى ضعيفتر از يك مگس!
در اين آيات- به تناسب بحثهائى كه قبلًا پيرامون توحيد و شرك بود- باز سخن از مشركان و برنامههاى غلط آنها مىگويد:
و از آنجا كه يكى از روشنترين دلائل بطلان شرك و بت پرستى اين است كه هيچگونه دليل عقلى و نقلى بر جواز اين عمل دلالت نمىكند، در آيه نخست مىفرمايد: «آنها غير از خدا چيزهائى را مىپرستند كه هيچگونه دليلى خداوند براى آن نازل نكرده است» «وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً».
در واقع اين ابطال اعتقاد بت پرستان است كه معتقد بودند: خدا اجازه بت پرستى را به آنها داده، و اين بتها شفيعان در گاه او مىباشند.
آن گاه اضافه مىكند: «آنها معبودهائى را مىپرستند كه علم و دانشى به حقانيت آنها ندارند» «وَ ما لَيْسَ لَهُمْ بِهِ عِلْمٌ».
يعنى نه از طريق دستور الهى، و نه از طريق دليل عقل، هيچ حجت و برهانى براى كار خود مطلقاً ندارند.
بديهى است كسى كه در اعتقاد و اعمال خود متكى به دليل روشنى نيست، ستمگر است، هم به خويش ستم كرده، و هم به ديگران، و به هنگام گرفتار شدن