تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢
موجودات را شامل مىشود، حتى سلولهاى مغز فرعونها و نمرودها و منكران لجوج، و تمام ذرات وجود آنها مشمول اين سجود تكوينى هستند.
به گفته جمعى از محققان، تمامى ذرات جهان داراى نوعى درك و شعورند، و به موازات آن، در عالم خود، حمد و تسبيح خدا مىگويند، و سجود و صلات دارند. «١»
و اگر اين نوع درك و شعور را نپذيريم لااقل تسليم و خضوع آنها در برابر همه نظامات هستى به هيچ وجه قابل انكار نيست.
اما «سجود تشريعى» همان نهايت خضوعى است كه از صاحبان عقل، شعور، درك و معرفت در برابر پروردگار تحقق مىيابد.
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد: اگر برنامه سجود عمومى موجودات، همه انسانها را در بر مىگيرد؛ چرا در آيه فوق به گروهى از انسانها تخصيص داده شده است؟.
اما با توجه به اين كه «سجده» در اين آيه، در يك مفهوم جامع ميان «تشريع» و «تكوين» استعمال شده، پاسخ اين سؤال روشن مىشود؛ زيرا فرد تكوينى سجده در مورد انسانها، خورشيد، ماه، ستارگان، كوهها، درختان و جنبندگان، همه را شامل مىشود، اما فرد تشريعى آن، بسيارى از انسانها آن را انجام مىدهند و گروهى سرپيچى كرده و مصداق «كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ» هستند، و مىدانيم استعمال يك لفظ در مفهوم جامع و عام، با حفظ مصاديق مختلف، هيچ مانعى ندارد، حتى نزد آنها كه استعمال لفظ را در بيشتر از يك معنى جايز نمىدانند، چه رسد به ما كه استعمال لفظ مشترك را در معانى متعدد مجاز مىدانيم (دقت كنيد).