تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٣
مىنگرد و از جنبههاى ديگر غافل است، و مىدانيم، يكى از عوامل مهم فساد، برنامههاى يك بعدى مىباشد كه ابعاد ديگر هرگز در آن، مورد توجه قرار نمىگيرد.
آيه فوق از پارهاى از جهات بى شباهت به آنچه در آيه ٢٢ سوره «انبياء» آمده است نيست: لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا: «اگر در آسمان و زمين خدايانى جز خدا باشند، به فساد كشيده مىشوند».
بديهى است «حق» همچون «صراط مستقيم» يكتا و يگانه است، اين هوا و هوسها هستند كه همچون خدايان پندارى متعدد و بسيارند.
حال كه چنين است در تضاد و كشمكش «حق» و «هوا»، از كدام بايد پيروى كرد، از هوا كه مايه فساد آسمان، زمين و همه موجودات است؟ و يا از حق كه رمز وحدت، توحيد، نظم و هماهنگى است؟.
نتيجه اين تحليل و پاسخ اين سؤال به خوبى روشن است.
***
٢- صفات رهبر
از آيات فوق، ضمناً بخشى از صفات رهبران راه حق روشن مىگردد:
آنها هميشه مردمى بودند شناخته شده به نيكىها كه اگر افراد ناشناخته و مرموزى بودند به حكم «أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ»، بهانهاى به دست منافقان مىافتاد كه دعوت شناخته شده آنها را به خاطر ناشناخته بودن خودشان، ناديده بگيرند و انكار كنند.
ديگر اين كه: آنها هرگز در مسير خود تسليم هوسهاى مردم نمىشوند و به عكس آنچه دنياى امروز مىپسندد، بر تمايلات عمومى به طور مطلق (هر چند انحرافى باشد) صحه نمىگذارند.