تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٦
و بار ديگر به مسأله «قذف» و متهم ساختن زنان پاكدامن با ايمان، به اتهام ناموسى بازگشته، و به طور مؤكد و قاطع مىگويد: «كسانى كه زنان پاكدامن و بىخبر از هر گونه آلودگى و مؤمن را، به نسبتهاى ناروا متهم مىسازند در دنيا و آخرت از رحمت الهى دورند و عذاب عظيمى در انتظار آنها است» «إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ».
در واقع، سه صفت براى اين زنان ذكر شده، كه هر كدام دليلى است بر اهميت ظلمى كه بر آنها از طريق تهمت، وارد مىگردد:
مُحَصَّنات: «زنان پاكدامن»، غافِلات: «دور از هر گونه آلودگى» و مُؤْمِنات: «زنان با ايمان» و به اين ترتيب، نشان مىدهد: تا چه حدّ نسبت ناروا دادن به اين افراد، ظالمانه، ناجوانمردانه و درخور عذاب عظيم است. «١»
تعبير به «غافِلات» تعبير جالبى است كه نهايت پاكى آنها را از هر گونه انحراف و بىعفتى مشخص مىكند، يعنى آنها نسبت به آلودگىهاى جنسى آن قدر بى اعتنا هستند كه گوئى اصلًا از آن خبر ندارند؛ زيرا موضع انسان در برابر گناه، گاه به صورتى در مىآيد كه: اصلًا تصور گناه از فكر و مغز او بيرون مىرود، گوئى اصلًا چنين عملى در خارج وجود ندارد، و اين مرحله عالى تقوا است.
اين احتمال، نيز وجود دارد كه: منظور از «غافِلات»، زنانى باشد كه از نسبتهاى ناروائى كه به آنها داده شده، بىاطلاعند، و به همين دليل، از خود دفاع نمىكنند، و در نتيجه آيه مورد بحث، مطلب تازهاى در مورد اين گونه اتهامات مطرح مىكند؛ چرا كه در آيات گذشته، سخن از تهمتزنندگانى بود كه شناخته مىشدند و مورد مجازات قرار مىگرفتند، اما در اينجا سخن از شايعهسازانى