تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٣
ندارند تا بتوانند به جبران گذشته برخيزند و در سرنوشت خود تغييرى ايجاد كنند.
***
پس از آن به حاكميت مطلقه پروردگار در روز رستاخيز، اشاره كرده مىگويد: «حكومت و فرمانروائى در آن روز مخصوص خدا است» «الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ».
البته، اين اختصاص به روز قيامت ندارد، امروز و هميشه حاكم و مالك مطلق خدا است، منتهى چون در اين دنيا مالكان و حاكمان ديگرى نيز وجود دارند، هر چند قلمرو حكومتشان بسيار محدود و ضعيف است و جنبه صورى و ظاهرى دارد، اما همين امر، ممكن است موجب تداعى اين فكر شود كه حاكم و مالك ديگرى غير از خداوند وجود دارد اما، در صحنه قيامت كه همه اين مسائل بر چيده مىشود، بيش از هر زمان، اين حقيقت آشكار مىگردد كه حاكم و مالك تنها او است.
به تعبير ديگر، دو رقم حاكميت و مالكيت وجود دارد:
حاكميت حقيقى كه حاكميت خالق بر مخلوق است و حاكميت اعتبارى و قرار دادى كه ميان مردم معمول است، در دنيا اين هر دو وجود دارد، اما در سراى آخرت حكومتهاى قرار دادى و اعتبارى، همه برچيده مىشود تنها حكومت حقيقى خالق جهان باقى مىماند. «١»
به هر حال، چون مالك حقيقى او است، حاكم حقيقى هم او خواهد بود، لذا «او در ميان همه انسانها- اعم از مؤمن و كافر- حكومت و داورى مىكند» «يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ».