تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٤
آنها در ترويج مكتب حق، اصرار مىورزند هر چند ناخوش آيند گروه كثيرى باشد.
ديگر اين كه: آنها در برابر دعوت خويش پاداش مادى نمىطلبند.
با انواع محروميتها مىسازند و وابستگى مادى به كسى پيدا نمىكنند؛ چرا كه اين نياز و وابستگى زنجيرى خواهد شد بر دست و پاى آنها و قفل محكمى بر زبان و فكرشان!.
***
٣- چرا اكثريت، تمايل به حق ندارند؟!، كدام اكثريت؟
در بسيارى از آيات قرآن- همچون آيات فوق- «اكثريت» مورد مذمت و نكوهش قرار گرفتهاند، در حالى كه: مىدانيم در دنياى امروز، معيار قضاوت و سنجش خوب و بد اكثريت جامعهها محسوب مىشود، و اين امر بسيار سؤال انگيز است.
در اينجا از آياتى كه بعد از ذكر كلمه «أكثر»، ضمير «هم» را ذكر مىكند و غالباً به كافران، مشركان و امثال آنها اشاره مىكند، سخن نمىگوئيم كه از موضوع بحث ما خارج است، بلكه سخن از آياتى مىگوئيم كه عنوان «أكثر الناس» (اكثر مردم) دارد مانند:
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ: «ولى اكثر مردم شكرگزار نيستند». «١»
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ: «ولى اكثر مردم نمىدانند». «٢»
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ: «ولى اكثر مردم ايمان نمىآورند». «٣»
وَ ما أَكْثَرُ النَّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ: «اكثر مردم هر چند كوشش و