تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٦
آنها از من مهربانتر بودى؟! و دستور داده مىشود او را به آتش بيفكنيد!
ديگرى را مىآورند كه يك تازيانه بر حدّ الهى افزوده، به او گفته مىشود:
چرا چنين كردى؟ در پاسخ مىگويد: تا بندگانت از معصيت تو خوددارى كنند! خداوند مىفرمايد: تو از من آگاهتر و حكيمتر بودى؟! سپس دستور داده مىشود او را هم به آتش دوزخ ببرند». «١»
٣- دستور حضور جمعى از مؤمنان در صحنه مجازات است؛ چرا كه هدف تنها اين نيست گنهكار عبرت گيرد، بلكه هدف آن است كه مجازات او سبب عبرت ديگران هم شود.
و به تعبير ديگر: با توجه به بافت زندگى اجتماعى بشر، آلودگىهاى اخلاقى در يك فرد ثابت نمىماند، و به جامعه سرايت مىكند، براى پاكسازى بايد همان گونه كه گناه برملا شده، مجازات نيز برملا گردد.
و به اين ترتيب، اساس پاسخ اين سؤال كه: چرا اسلام اجازه مىدهد آبروى انسانى در جمع بريزد روشن مىشود؛ زيرا مادام كه گناه آشكار نگرديده و به دادگاه اسلامى كشيده نشده است «خداوند ستار العيوب» راضى به پرده درى نيست اما بعد از ثبوت جرم و بيرون افتادن راز از پرده استتار، و آلوده شدن جامعه، و كم شدن اهميت گناه، بايد به گونهاى مجازات صورت گيرد كه اثرات منفى گناه خنثى شود و عظمت گناه به حال نخستين باز گردد.
اصولًا، در يك جامعه سالم بايد «تخلف از قانون» با اهميت تلقى شود، مسلماً اگر تخلف تكرار گردد، آن اهميت شكسته مىشود و تجديد آن تنها با علنى شدن كيفر متخلفان است.
اين واقعيت را نيز از نظر نبايد دور داشت كه بسيارى از مردم براى حيثيت و