تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٢
غير عاقل، همه داراى نوعى درك و شعورند، و در عالم خود، تسبيح و حمد خدا مىگويند، هر چند ما قادر به درك آن نيستيم، شواهدى از آيات قرآن نيز براى اين تفسير اقامه شده است.
٢- منظور از تسبيح و حمد، همان چيزى است كه ما آن را «زبان حال» مىناميم، يعنى مجموعه نظام جهان هستى و اسرار شگفتانگيزى كه در هر يك از موجودات اين عالم نهفته است، با زبان بىزبانى، با صراحت و به طور آشكار از قدرت و عظمت خالق خود، و علم و حكمت بى انتهاى او سخن مىگويند، چرا كه هر موجود بديع و هر اثر شگفتانگيزى، حتى يك تابلو نفيس نقاشى يا يك قطعه شعر زيبا و نغز، حمد و تسبيح ابداع كننده خود مىگويد، يعنى از يكسو، صفات برجسته او را بيان مىدارد (حمد) و از سوى ديگر، عيب و نقص را از او نفى مىكند (تسبيح) تا چه رسد به اين جهان با عظمت و آن همه عجائب و شگفتىهاى بىپايانش. «١»
البته اگر جمله «يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الأَرْضِ» به معنى تسبيح گفتن كسانى كه در آسمانها و زمين هستند بگيريم و ظاهر كلمه «مَنْ» را در ذوىالعقول حفظ كنيم، «تسبيح» در اينجا به معنى اول خواهد بود كه يك تسبيح آگاهانه و اختيارى است ولى لازمه اين سخن آن است كه براى پرندگان نيز چنين شعورى قائل باشيم؛ زيرا پرندگان در آيه فوق، در كنار «مَنْ فِي السَّماواتِ» قرار گرفتهاند، البته اين موضوع عجيب نيست؛ زيرا در بعضى ديگر از آيات قرآن چنين دركى براى بعضى از پرندگان آمده است. «٢»
***