تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٢
ولى كمى دقت در مضمون آيات فوق كه نقل كرديم، پاسخ اين سؤال را روشن مىسازد؛ زيرا آيات مربوط به اثبات سؤال از يكديگر، بعد از استقرار در بهشت يا در آستانه جهنم است.
در حالى كه نفى سؤال از يكديگر، مربوط به مراحل نخستين رستاخيز است كه هول و اضطراب و وحشت آن قدر آنها را پريشان مىكند كه يكديگر را به كلى فراموش مىكنند.
و به تعبير ديگر، قيامت «مواقفى» دارد و در هر موقف برنامهاى است و گاه عدم توجه به تعدد مواقف، منشأ سؤالاتى از قبيل آنچه در بالا گذشت مىگردد.
***
بعد از قيام قيامت، نخستين مسأله، مسأله سنجش اعمال است، با ميزان مخصوصى كه در آن روز براى اين كار تعيين شده، گروهى اعمال پروزنى دارند كه ترازوى اعمال را سنگين مىكند، درباره اين گروه مىفرمايد: «كسانى كه ترازوهايشان سنگين است آنها رستگارانند» «فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».
«موازين» جمع «ميزان» به معنى وسيله سنجش وزن است، و چنان كه قبلًا به طور مشروح گفتهايم، منظور از «ميزان سنجش اعمال» يك ترازوى ظاهرى دو كفه و مانند آن كه براى سنجش وزن اجسام به كار مىرود نيست.
بلكه منظور، وسيله مناسبى است كه ا رزش اعمال آدمى را با آن مىسنجند، و به تعبير ديگر، ميزان مفهوم وسيعى دارد كه همه وسائل سنجش را شامل مىشود، و به طورى كه از روايات مختلف برمىآيد، ميزان سنجش اعمال انسانها و حتى خود انسانها در آن روز، پيشوايان بزرگ و انسانهاى نمونهاند.
در حديثى مىخوانيم: انَّ أَمِيْرَ الْمُؤْمِنِيْنَ وَ الأَئِمَّهَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ هُمُ الْمَوازِيْنُ: