تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٢
صحت داورى او با اين كه مدعى ايمانند.
و جمله سوم، اشاره به تناقض روشنى است كه ميان ادعاى ايمان و عملشان ديده مىشود. «١»
تنها ايرادى كه به گفته اين مفسر در اين سخن متوجه مىشود، اين است كه:
او جمله «أَمْ ارْتابُوا» را به معنى شك در عدالت و صحت داورى پيامبر صلى الله عليه و آله گرفته، در حالى كه ظاهر اين است شك در اصل نبوت را مىگويد همان گونه كه بسيارى از مفسران پذيرفتهاند.
***
نكتهها:
١- بيمارى نفاق
اين نخستين بار نيست كه در قرآن مجيد، به تعبير «مرض» در مورد نفاق بر خورد مىكنيم، قبل از آن در اوائل سوره «بقره»، ضمن بيان صفات منافقان، چنين آمده بود: فِى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً: «در دلهاى آنها يك نوع بيمارى است، و خداوند هم بر بيمارى آنها مىافزايد»!.
همان گونه كه در جلد اول ذيل آيه مزبور گفتيم، «نفاق» در حقيقت بيمارى و انحراف است، انسان سالم، يك چهره بيشتر ندارد، روح و جسم او هماهنگ است، اگر مؤمن است تمام وجودش فرياد ايمان مىكشد، و اگر منحرف است ظاهر و باطنش بيانگر انحراف است، اما اين كه: ظاهرش دم از ايمان بزند و باطنش بوى كفر دهد، اين يك نوع بيمارى است.
و از آنجا كه اين گونه افراد، بر اثر لجاجت و پافشارى در برنامههايشان مستحق لطف و هدايت خدائى نيستند، خداوند آنان را به حال خود مىگذارد تا