تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٦
تفسير:
ايمان و تسليم مطلق در برابر حق
در آيات گذشته، عكس العمل منافقان تاريك دل را كه در ظلمات متراكم و «بعضها فوق بعض» قرار داشتند، در برابر داورى خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله ديديم، كه چگونه از داورى عدل پيامبر صلى الله عليه و آله سر باز مىزدند، گوئى مىترسيدند خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله حق آنها را پايمال كنند!.
آيات مورد بحث، نقطه مقابل آن يعنى بر خورد مؤمنان را با اين داورى الهى تشريح مىكند، و مىگويد: «هنگامى كه مؤمنان براى داورى به سوى خدا و رسولش فرا خوانده شوند، يك سخن بيشتر ندارند و آن اين است كه مىگويند:
شنيديم و اطاعت كرديم» «إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا».
چه تعبير جالبى سَمِعْنا وَ أَطَعْنا: «شنيديم و اطاعت كرديم» كوتاه و پر معنى.
جالب اين كه: كلمه «انَّما» كه براى حصر است مىگويد: آنها جز اين سخنى ندارند و سر تا پايشان همين يك سخن است و راستى حقيقت ايمان نيز همين است و بس «سَمِعْنا وَ أَطَعْنا».
كسى كه: خدا را عالم به همه چيز مىداند، و بى نياز از هر كس، و رحيم و مهربان به همه بندگان، چگونه ممكن است داورى كسى را بر داورى او ترجيح دهد؟.
و چگونه ممكن است عكسالعملى جز شنيدن و اطاعت كردن در برابر فرمان و داورىهايش نشان دهد؟.
و چه وسيله خوبى است براى پيروزى مؤمنان راستين و چه آزمون بزرگى؟!
لذا در پايان آيه مىفرمايد: «رستگاران واقعى آنها هستند» «وَ أُولئِكَ هُمُ