تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٢
مالك زمين و زمينيان مىدانيد.
و اگر به خاطر اين است كه مىگوئيد: زنده شدن مردگان نياز به پروردگار قادرى دارد، شما كه خودتان خدا را پروردگار آسمانها و عرش مىخوانيد.
و اگر اين انكار به خاطر آن است كه: در تدبير عالم بعد از حيات مجدد مردگان ايراد داريد، آن هم بىجا است؛ زيرا قدرت او را در تدبير اين عالم هستى و پناه دادن به همه موجودات پذيرفتهايد، به اين ترتيب جائى براى انكار شما باقى نمىماند.
هماهنگ بودن پاسخ كفار، در سه مورد (سَيَقُولُونَ لِلَّهِ) تفسير اول را تقويت مىكند.
***
٣- تفاوت آخر آيات
جالب اين كه: پس از ذكر سؤال و جواب اول، جمله: أ فَلا تَذَكَّرُونَ: «آيا متذكر نمىشويد».
و پس از سؤال و جواب دوم: أَ فَلا تَتَّقُونَ: «آيا از خدا نمىترسيد».
و پس از سؤال و جواب سوم: فَأَنَّى تُسْحَرُونَ: «چگونه مىگوئيد اغفال و مسحور شدهايد» آمده است.
در حقيقت اينها توبيخها و سرزنشهائى است كه مرحله، به مرحله شديدتر مىشود و يكى از روشهاى معمول در تعليم و تربيت منطقى است كه وقتى بخواهند كسى را با سه دليل محكوم كنند، نخست او را به طور ملايم مورد سرزنش قرار مىدهند، بعداً شديد و سرانجام شديدتر!
***