تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٣
در حالى كه در بعضى ديگر تعبير به قعود از نكاح: «بازنشستگى از ازدواج» آمده. «١»
اما جمعى از فقهاء و مفسرين، آن را به معنى «پايان دوران قاعدگى و رسيدن به حدّ نازائى و عدم رغبت كسى به ازدواج با آنها» دانستهاند. «٢»
ولى ظاهر اين است: همه اين تعبيرات به يك واقعيت اشاره مىكند، و آن اين كه: به سن و سالى برسند كه معمولًا در آن سن و سال، كسى ازدواج نمىكند، هر چند ممكن است به طور نادر، چنين زنانى اقدام به ازدواج بنمايند.
و نيز در مورد مقدارى از بدن كه جايز است آنها آشكار كنند، در احاديث اسلامى تعبيرات مختلفى آمده، در حالى كه قرآن به طور سر بسته گفته است:
مانعى ندارد لباسهاى خود را فرو نهند كه البته اين تعبير ظاهر در لباس رو است.
در بعضى از روايات در پاسخ اين سؤال كه: كدام يك از لباسهايشان را مىتوانند فرو نهند؟ امام صادق عليه السلام مىفرمايد: الجِلْبابُ: «چادر». «٣»
در حالى كه در روايت ديگرى تعبير به جلباب و خمار شده است (خمار به معنى روسرى است). «٤»
اما ظاهر اين است: اين گونه احاديث نيز با هم منافاتى ندارند، منظور اين است: مانعى ندارد آنها سر خود را برهنه كنند، موها، گردن و صورت خود را نپوشانند و حتى در بعضى از احاديث و كلمات فقهاء، مچ دستها نيز استثناء شده است، اما بيش از اين مقدار، دليلى درباره استثناء آن نداريم.