تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١
يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ».
جمله «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ» درست، همان تعبيرى است كه در چند آيه قبل، گذشت و تكرار آن نشان مىدهد: جمله اول اشاره به گروهى است، و جمله دوم اشاره به گروهى ديگر.
جمعى از مفسران، فرق اين دو گروه را در اين دانستهاند كه: آيه گذشته ناظر به حال پيروان گمراه و بىخبر است، در حالى كه اين آيه، ناظر به رهبران اين گروه گمراه مىباشد. «١»
جمله «لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ» نشان مىدهد: برنامه اين گروه، اضلال و گمراه ساختن ديگران است و قرينه روشنى بر اين تفاوت، محسوب مىشود، همان گونه كه جمله «يَتْبَعُ كُلّ شيْطان مَرِيد» در آيات گذشته، كه سخن از پيروى شياطين مىگويد نيز، اين معنى را روشنتر مىسازد.
در اين كه: فرق ميان «علم» و «هدى» و «كتاب منير» چيست؟ نيز مفسران بحثهائى دارند، آنچه نزديكتر به نظر مىرسد اين است كه: «علم» اشاره به استدلالات عقلى است، «هدى» به هدايت و راهنمائى رهبران الهى، و «كتاب منير» اشاره به كتب آسمانى مىباشد.
به تعبير سادهتر، همان دلائل سه گانه معروف «كتاب»، «سنت» و «دليل عقل» را بازگو مىكند، و با توجه به اين كه: «اجماع» نيز طبق تحقيقات دانشمندان، به «سنت» باز مىگردد، همه دلائل اربعه در اين عبارت جمع است.
بعضى از مفسران نيز احتمال دادهاند: «هدى» اشاره به هدايتهاى معنوى است كه در پرتو خودسازى، تقوا و تهذيب نفس براى انسان حاصل مىگردد (البته اين معنى با آنچه در بالا گفتيم قابل جمع است).