تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٨
صورت و اندام او بر گيرد، و چشم خود را پائين اندازد گوئى از نگاه خويش كاسته است و آن صحنهاى را كه ممنوع است از منطقه ديد خود به كلى حذف كرده است.
قابل توجه اين كه: قرآن نمىگويد: از چه چيز چشمان خود را فرو گيرند (و به اصطلاح متعلق فعل را حذف كرده) تا دليل بر عموم باشد، يعنى از مشاهده تمام آنچه نگاه به آنها حرام است چشم برگيرند.
اما با توجه به سياق آيات، مخصوصاً آيه بعد كه سخن از مسأله حجاب به ميان آمده به خوبى روشن مىشود: منظور نگاه نكردن به زنان نامحرم است، شأن نزولى را كه در بالا آورديم نيز اين مطلب را تأييد مىكند. «١»
از آنچه گفتيم اين نكته روشن مىشود: مفهوم آيه فوق، اين نيست كه مردان در صورت زنان خيره نشوند تا بعضى از آن چنين استفاده كنند كه نگاههاى غير خيره مجاز است، بلكه منظور اين است:
انسان به هنگام نگاه كردن معمولًا منطقه وسيعى را زير نظر مىگيرد، هر گاه زن نامحرمى در حوزه ديد او قرار گرفت چشم را چنان فرو گيرد كه آن زن از منطقه ديد او خارج شود يعنى به او نگاه نكند، اما راه و چاه خود را ببيند و اين كه «غَضّ» را به معنى كاهش گفتهاند منظور همين است (دقت كنيد).
دومين دستور در آيه فوق همان مسأله حفظ «فروج» است.
«فرج» چنان كه قبلًا هم گفتهايم در اصل، به معنى «شكاف» و فاصله ميان دو چيز است، ولى در اين گونه موارد كنايه از عورت مىباشد، و ما براى حفظ معنى كنائى آن در فارسى كلمه «دامان» را به جاى آن مىگذاريم.
منظور از «حفظ فرج» به طورى كه در روايات وارد شده، پوشانيدن آن از نگاه كردن ديگران است، در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: كُلُّ آيَةٍ فِى