تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٢
در اينجا به عنوان تفسير ذكر شده است، و روح همه آنها در واقع يك چيز است و آن همان نور «هدايت» است كه از قرآن و وحى و وجود پيامبران سرچشمه مىگيرد، و با دلائل توحيد آبيارى مىشود، و نتيجه آن تسليم در برابر فرمان خدا و تقوا است.
توضيح اين كه: نور ايمان كه در قلب مؤمنان است داراى همان چهار عاملى است كه در يك چراغ پر فروغ موجود است:
«مصباح» همان شعلههاى ايمان است كه در قلب مؤمن آشكار مىگردد و فروغ هدايت از آن منتشر مىشود.
«زجاجه» و حباب، قلب مؤمن است كه ايمان را در وجودش تنظيم مىكند.
«مشكاة» سينه مؤمن و يا به تعبير ديگر، مجموعه شخصيت و آگاهى و علوم و افكار او است كه ايمان وى را از گزند طوفان حوادث مصون مىدارد.
و «شجره مباركه زيتونه» همان وحى الهى است كه عصاره آن در نهايت صفا و پاكى مىباشد و ايمان مؤمنان به وسيله آن شعلهور و پر بار مىگردد.
در حقيقت اين نور خدا است، همان نورى است كه آسمانها و زمين را روشن ساخته و از كانون قلب مؤمنان سر بر آورده، و تمام وجود و هستى آنها را روشن و نورانى مىكند.
دلائلى را كه از عقل و خرد دريافتهاند، با نور وحى آميخته مىشود و مصداق «نُوْرٌ عَلى نُور» مىگردد.
و هم در اينجا است كه دلهاى آماده و مستعد، به اين نور الهى هدايت مىشوند و مضمون: «يَهْدِى اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ» در مورد آنان پياده مىگردد.
بنابراين، براى حفظ اين نور الهى (نور هدايت و ايمان) مجموعهاى از معارف، آگاهىها، خودسازىها و اخلاق لازم است كه همچون مشكاتى اين