تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٤
و چه بسا اگر اين حادثه نبود و آنها همچنان ناشناخته مىماندند، در آينده ضربه سختتر و خطرناكترى مىزدند.
اين ماجرا به مسلمانان درس داد كه پيروى از شايعهسازان، آنها را به روزهاى سياه مىكشاند، بايد در برابر اين كار، به سختى بايستند.
درس ديگرى كه اين ماجرا به مسلمانان آموخت اين بود كه: تنها به ظاهر حوادث ننگرند، چه بسا حوادث ناراحت كننده و بد ظاهرى كه «خير كثير» در آن نهفته است.
جالب اين كه: با ذكر ضمير «لَكُم» همه مؤمنان را در اين حادثه سهيم مىشمرد و به راستى چنين است؛ زيرا مؤمنان از نظر حيثيت اجتماعى از هم جدائى و بيگانگى ندارند و در غمها و شادىها شريك و سهيمند.
آن گاه در دنبال اين آيه به دو نكته اشاره مىكند: نخست مىگويد: «اينها كه دست به چنين گناهى زدند، هر كدام سهم خود را از مسئوليت و مجازات آن خواهند داشت» «لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الإِثْمِ».
اشاره به اين كه مسئوليت عظيم سردمداران و بنيانگذاران يك گناه، هرگز مانع از مسئوليت ديگران نخواهد بود، بلكه هر كس به هر اندازه و به هر مقدار در يك توطئه سهيم و شريك باشد، بار گناه آن را بر دوش مىكشد.
نكته دوم اين كه: «از ميان آنها كسى كه بخش عظيم اين گناه را بر عهده گرفت عذاب عظيم و دردناكى دارد» «وَ الَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظِيمٌ».
مفسران گفتهاند: اين شخص «عبداللَّه بن ابى سلول» بود كه سر سلسله «اصحاب افك» محسوب مىشد.
بعضى ديگر نيز «مسطح بن اثاثه» و «حسان بن ثابت» را به عنوان مصداق اين سخن نام بردهاند.