تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٢
مىسازد.
***
باز براى محكم كارى، سخن را از شكل يك حادثه شخصى به صورت بيان يك قانون كلى و جامع، خارج ساخته، مىگويد: «كسانى كه دوست مىدارند زشتىها و گناهان قبيح در ميان افراد با ايمان اشاعه يابد، عذاب دردناكى در دنيا و آخرت دارند» «إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ».
قابل توجه اين كه، نمىگويد: كسانى كه اشاعه فحشاء نمايند، بلكه مىگويد:
«دوست دارند چنين كارى را انجام دهند» و اين نهايت تأكيد در اين زمينه است.
به عبارت ديگر، مبادا تصور شود: اين همه اصرار و تأكيد به خاطر اين بوده كه همسر پيامبر صلى الله عليه و آله يا شخص ديگرى- در پايه او- متهم شده است، كه در مورد هر كس و هر فرد با ايمان، چنين برنامهاى پيش آيد تمام آن تأكيدات و اصرارها در مورد او صادق است؛، چرا كه جنبه شخصى و خصوصى ندارد، هر چند ممكن است بر حسب موارد، جنبههاى ديگرى بر آن افزوده شود.
ضمناً بايد توجه داشت: «اشاعه فحشاء» منحصر به اين نيست كه انسان تهمت و دروغ بى اساسى را در مورد زن و مرد با ايمانى نشر دهد، و آنها را به عمل منافى عفت متهم سازد، اين يكى از مصاديق آن است، اما منحصر به آن نيست، بكله اين تعبير مفهوم وسيعى دارد كه هر گونه نشر فساد، اشاعه زشتىها، قبائح و كمك به توسعه آن را شامل مىشود.
البته كلمه «فاحشه» يا «فحشاء» در قرآن مجيد غالباً در موارد انحرافات جنسى و آلودگىهاى ناموسى به كار رفته، ولى «فحش»، «فحشاء» و «فاحشه»، از نظر مفهوم لغوى، چنان كه «راغب» در «مفردات» گويد: به معنى هر گونه