تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٨
محسوب مىباشد.
اين كافى نيست كه: ما بدانيم چه انگيزهاى سبب شايعهسازى است، مهم آن است: جامعه را از اين كه آلت دست شايعهسازان گردد، به نشر آن كمك كند و با دست خود وسيله نابودى خويش را فراهم سازد، بر حذر داريم، و به مردم توجه دهيم: بايد هر شايعه را همانجا كه مىشنويم دفن كنيم و گر نه دشمن را خوشحال و پيروز ساختهايم، و گرنه، مشمول عذاب اليم دنيا و آخرت كه در آيات فوق به آن اشاره شده خواهيم بود.
***
٣- كوچك شمردن گناه
در آيات فوق، از مسائلى كه مورد نكوهش قرار گرفت، اين بود كه: شما گناهى همچون نشر بهتان و تهمت را مرتكب مىشويد، و در عين حال آن را كوچك مىشمريد.
به راستى كوچك شمردن گناه، خود يكى از خطاها است، كسى كه گناهى مىكند، و آن را بزرگ مىشمرد، و از كار خود ناراحت است، در مقام توبه و جبران بر مىآيد، اما آن كس كه آن را كوچك مىشمرد، و اهميتى براى آن قائل نيست و حتى گاه مىگويد: «خوشا به حال من اگر گناه من همين باشد»!.
چنين كسى در مسير خطرناكى قرار گرفته، و همچنان به گناه خود ادامه مىدهد.
به همين دليل، در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم: أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهانَ بِهِ صاحِبُهُ: «شديدترين گناهان گناهى است كه صاحبش آن را سبك بشمارد». «١»