تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤
الْبِلادُ، وَ سَقَطَتِ الْجَلَبُ وَ الأَرْبَاحُ وَ عَمِيَتِ الأَخْبَارُ ...: «اگر هر قوم و ملتى تنها از كشور و بلاد خويش سخن بگويند و تنها به مسائلى كه در آن است بينديشند همگى نابود مىگردند و كشورهايشان ويران مىشود، منافع آنها ساقط مىگردد و اخبار واقعى در پشت پرده قرار مىگيرد». «١»
***
٤- بعد اقتصادى حج- بر خلاف آنچه بعضى فكر مىكنند، استفاده از كنگره عظيم حج، براى تقويت پايههاى اقتصادى كشورهاى اسلامى نه تنها با روح حج منافات ندارد، كه طبق روايات اسلامى، يكى از فلسفه آن را تشكيل مىدهد.
چه مانعى دارد مسلمانان در آن اجتماع بزرگ، پايه يك بازار مشترك اسلامى را بگذارند، و زمينههاى مبادلاتى و تجارى را در ميان خود به گونهاى فراهم سازند كه نه منافعشان به جيب دشمنانشان بريزد، و نه اقتصادشان وابسته به اجانب باشد؟! كه اين دنيا پرستى نيست، عين عبادت است و جهاد.
و لذا در همان روايت «هشام بن حكم» از امام صادق عليه السلام ضمن بيان فلسفههاى حج، صريحاً به اين موضوع اشاره شده كه، يكى از اهداف حج، تقويت تجارت مسلمانان و تسهيل روابط اقتصادى است.
و در حديث ديگرى از همان امام عليه السلام در تفسير آيه «لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ» «٢»
مىخوانيم كه فرمود: منظور از اين آيه، كسب روزى است: إِذَا أَحَلَّ الرَّجُلُ مِنْ إِحْرَامِهِ وَ قَضَى نُسُكَهُ فَلْيَشْتَرِ وَ لْيَبِعْ فِي الْمَوْسِمِ: «هنگامى كه انسان از احرام بيرون آمد و مناسك حج را به جا آورد در همان