تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣
مَصْلَحَتِهِمْ مِنْ أَمْرِ دُنْيَاهُمْ فَجَعَلَ فِيهِ الاجْتِمَاعَ مِنَ الشَّرْقِ وَ الْغَرْبِ لِيَتَعَارَفُوا وَ لِيَنْزِعَ كُلُّ قَوْمٍ مِنَ التِّجَارَاتِ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ ... وَ لِتُعْرَفَ آثَارُ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله وَ تُعْرَفَ أَخْبَارُهُ وَ يُذْكَرَ وَ لا يُنْسَى:
«خداوند اين بندگان را آفريد ... و فرمانهائى در طريق مصلحت دين و دنيا به آنها داد، از جمله اجتماع مردم شرق و غرب را (در آئين حج) مقرر داشت تا مسلمانان به خوبى يكديگر را بشناسند، از حال هم آگاه شوند، و هر گروهى سرمايههاى تجارى را از شهرى به شهر ديگر منتقل كنند ... و براى اين كه آثار پيامبر صلى الله عليه و آله و اخبار او شناخته شود، مردم آنها را به خاطر آوردند و هرگز فراموش نكنند». «١»
به همين دليل، در دورانهاى خفقانبارى كه خلفا و سلاطين جور، اجازه نشر اين احكام را به مسلمانان نمىدادند، آنها با استفاده از اين فرصت، مشكلات خود را حل مىكردند و با تماس گرفتن با ائمه هدى عليهم السلام و علماى بزرگ دين، پرده از چهره قوانين اسلام و سنت پيامبر صلى الله عليه و آله بر مىداشتند.
از سوى ديگر، حج مىتواند، مبدل به يك كنگره عظيم فرهنگى شود، و انديشمندان جهان اسلام در ايامى كه در مكّه هستند گرد هم آيند و افكار و ابتكارات خويش را به ديگران عرضه كنند.
اصولًا يكى از بدبختىهاى بزرگ اين است كه مرزهاى كشور اسلامى سبب جدائى فرهنگى آنها شود، مسلمانان هر كشور تنها به خود بينديشند، كه در اين صورت، جامعه واحد اسلامى پاره پاره و نابود مىگردد، آرى، حج مىتواند جلو اين سرنوشت شوم را بگيرد.
و چه جالب مىفرمايد: امام صادق عليه السلام در ذيل همان روايت «هشام بن حكم»: وَ لَوْ كَانَ كُلُّ قَوْمٍ إِنَّمَا يَتَّكِلُونَ عَلَى بِلادِهِمْ وَ مَا فِيهَا هَلَكُوا، وَ خَرِبَتِ