تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤
شد).
اين احتمال نيز وجود دارد كه: «مَنْ فِى الأَرْض» اشاره به فرشتگان ساكن زمين باشد مانند « «مَنْ فِى السَّماء» كه اشاره به فرشتگان ساكن آسمانها است، در حالى كه جمله بعد، از انسانهاى ساكن زمين سخن مىگويد.
٢- چرا در اين آيه از ساكنان آسمان و زمين، سخن به ميان آمده نه از خود آسمان و زمين؟.
در پاسخ مىگوئيم: آسمانها همان ستارگانند كه در كلمه «نجوم» جمعند، و ذكر «جبال» (كوهها) كه قسمت مهمى از كره زمين را تشكيل مىدهند اشاره به خود زمين است.
٣- بالاخره، آخرين سؤال اين است: چرا «أَ لَمْ تَرَ» (آيا نمىبينى) فرموده، با اين كه: سجده عمومى موجودات چيزى نيست كه با چشم ديده شود؟
اما با توجه به اين كه: «رؤيت» در لسان عرب، گاهى به معنى «علم» مىآيد پاسخ اين سؤال نيز روشن مىشود.
به علاوه، گاه از مسائل بسيار روشن تعبير به مشاهده مىكنيم، مثلًا مىگويند: آيا نمىبينى كه فلان انسان، حسود و بخيل است، يا فلان انسان عالم و عادل است (در حالى كه اين صفات جنبه حسى ندارد) منظور درك قطعى است.
***