تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠١
راستى ايمان به خدا و رسولش آوردهاند، ايمانشان تنها با زبان نيست، بلكه با روح و جان، مطيع فرمان تواند» «إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُولئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ».
«در اين صورت هر گاه از تو براى بعضى از كارهاى مهم خود، اجازه بخواهند به هر كس از آنها مىخواهى (و صلاح مىبينى) اجازه ده» «فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ».
روشن است: اين گونه افراد با ايمان با توجه به اين كه براى امر مهمى اجتماع كردهاند، هرگز براى يك كار جزئى اجازه نمىطلبند، و منظور از «شَأْنِهِمْ» در آيه، كارهاى ضرورى و قابل اهميت است.
و از سوى ديگر، خواست پيامبر صلى الله عليه و آله مفهومش اين نيست كه بدون در نظر گرفتن جوانب امر و اثرات حضور و غياب افراد اجازه دهد، بلكه اين تعبير براى آن است كه دست رهبر باز باشد، و در هر مورد ضرورت حضور افراد را احساس مىكند به آنها اجازه رفتن را ندهد.
شاهد اين سخن اين كه: در آيه ٤٣ سوره «توبه»، پيامبر صلى الله عليه و آله را به خاطر اجازه دادن به بعضى از افراد مؤاخذه مىكند، مىگويد: عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِيْنَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبِيْنَ:
«خداوند تو را عفو كرد، چرا پيش از آن كه راستگويان از دروغگويان براى تو شناخته شوند به آنها اجازه دادى»؟!.
اين آيه نشان مىدهد: حتى پيامبر صلى الله عليه و آله در اجازه دادن به افراد، بايد دقت كند و تمام جوانب كار را در نظر گيرد، و در اين امر مسئوليت الهى دارد.
و در پايان آيه مىفرمايد: هنگامى كه به آنها اجازه مىدهى «براى آنان استغفار كن كه خداوند غفور و رحيم است» «وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ