تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٩
انجام مىدادند، و تا چشم مسلمانان را غافل مىديدند، بدون اجازه از پيامبر صلى الله عليه و آله آهسته به خانههاى خود مىآمدند.
اما هنگامى كه مسلمانان راستين مشكلى پيدا مىكردند، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمده اجازه مىخواستند و به محض اين كه كار خود را انجام مىدادند باز مىگشتند و به حفر خندق ادامه مىدادند، تا از اين كار خير و مهم عقب نمانند، آيه فوق گروه اول را مذمت و گروه دوم را ستايش مىكند. «١»
***
تفسير:
پيامبر را تنها نگذاريد!
در چگونگى ارتباط اين آيات، با آيات قبل، بعضى از مفسران از جمله مرحوم «طبرسى» در «مجمع البيان» و نويسنده تفسير «فى ظلال» گفتهاند: چون در آيات گذشته بخشى از نحوه معاشرت افراد با دوستان و خويشاوندان مطرح شده بود، آيات مورد بحث، كيفيت معاشرت مسلمانان را با پيشوايشان پيامبر، مطرح نموده و لزوم انضباط در برابر او را تأكيد مىكند، تا در همه چيز گوش به فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله باشند و در كارهاى مهم بدون ضرورت، و بدون اجازه او از جمعيت جدا نشوند.
اين احتمال نيز وجود دارد كه: در چند آيه قبل، سخن از لزوم اطاعت خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان بود، و يكى از شئون اطاعت آن است كه: بدون اذن و فرمان او كارى نكنند، لذا در آيات مورد بحث، از اين مطلب سخن مىگويد.
به هر حال، در نخستين آيه مىفرمايد: «مؤمنان واقعى كسانى هستند كه ايمان به خدا و رسولش آوردهاند و هنگامى كه در كار مهمى كه حضور جمعيت