تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٥
نخستين شرط، دوستى آن است كه: باطن و ظاهرش براى تو يكى باشد.
دومين شرط، اين است كه: زينت و آبروى تو را زينت و آبروى خود بداند و عيب و زشتى تو را عيب و زشتى خود ببيند.
سوم، اين است كه: مقام و مال، وضع او را نسبت به تو تغيير ندهد!.
چهارم اين كه: آنچه را در قدرت دارد از تو مضايقه ننمايد!.
و پنجم، كه جامع همه اين صفات است آن است كه تو را به هنگام پشت كردن روزگار رها نكند»!. «١»
***
٤- تفسير «ما مَلَكْتُمْ مَفاتِحَهُ»
در پارهاى از شان نزولها آمده است: در صدر اسلام هنگامى كه مسلمانها به جهاد مىرفتند، گاهى كليد خانه خود را به افراد از كار افتادهاى كه قادر بر جهاد نبودند داده، و حتى به آنها اجازه مىدادند از غذاهاى موجود در خانه بخورند اما آنها احياناً از ترس اين كه: مبادا گناهى باشد، از خوردن امتناع مىورزيدند.
طبق اين روايت، منظور از ما مَلَكْتُمْ مَفاتِحَهُ: «خانههائى كه مالك كليدهاى آنها شدهايد» همين است. «٢»
از «ابن عباس» نيز نقل شده: منظور وكيل انسان و نماينده او نسبت به آب، ملك، زراعت و چهارپايان است كه به او اجازه داده شده است از ميوه باغ به مقدار نياز بخورد، و از شير حيوانات بنوشد.
بعضى نيز آن را به «شخص انباردار» تفسير كردهاند كه حق دارد كمى از مواد غذائى تناول كند.