تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٤
آنها ايجاب مىكند به منزل يكديگر بروند و از غذاى هم بخورند، البته همان گونه كه در اصل مسأله ياد آور شديم، در اين گونه موارد احراز رضايت، شرط نيست همان اندازه كه يقين به نارضائى نداشته باشد كافى است.
لذا بعضى از مفسران در ذيل اين جمله گفتهاند: منظور دوستى است كه در دوستيش صادقانه با تو رفتار مىكند.
و بعضى ديگر گفتهاند: دوستى است كه ظاهر و باطنش با تو يكى است، و ظاهراً همه اشاره به يك مطلب دارند.
ضمناً، از اين تعبير اجمالًا روشن مىشود آنها كه تا اين اندازه در برابر دوستانشان گذشت ندارند، در واقع دوست نيستند!.
در اينجا مناسب است گسترش مفهوم دوستى و شرائط جامع آن را كه در حديثى از امام صادق عليه السلام نقل شده، بشنويم: امام عليه السلام فرمود:
لا تَكُونُ الصَّدَاقَةُ إِلَّا بِحُدُودِهَا، فَمَنْ كَانَتْ فِيهِ هَذِهِ الْحُدُودُ أَوْ شَيْءٌ مِنْهَا فَانْسِبْهُ إِلَى الصَّدَاقَةِ وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ فِيهِ شَيْءٌ مِنْهَا فَلا تَنْسِبْهُ إِلَى شَيْءٍ مِنَ الصَّدَاقَةِ:
فَأَوَّلُهَا، أَنْ تَكُونَ سَرِيرَتُهُ وَ عَلانِيَتُهُ لَكَ وَاحِدَةً.
وَ الثَّانِي، أَنْ يَرَى زَيْنَكَ زَيْنَهُ وَ شَيْنَكَ شَيْنَهُ.
وَ الثَّالِثَةُ، أَنْ لا تُغَيِّرَهُ عَلَيْكَ وِلايَةٌ وَ لا مَالٌ.
وَ الرَّابِعَةُ، أَنْ لا يَمْنَعَكَ شَيْئاً تَنَالُهُ مَقْدُرَتُهُ.
وَ الْخَامِسَةُ، وَ هِيَ تَجْمَعُ هَذِهِ الْخِصَالَ أَنْ لا يُسْلِمَكَ عِنْدَ النَّكَبَاتِ:
«دوستى جز با حدود و شرائطش، دوستى شمرده نمىشود، كسى كه اين حدود و شرائط يا بخشى از آن در او باشد او را دوست بدان، و كسى كه هيچ يك از اين شرائط در او نيست چيزى از دوستى در او نيست: