تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٣
با آن همه دقت و سختگيرى كه در مسأله تصرف در اموال ديگران نموده، چنين امرى را مجاز شمرده است؟!
اما ما فكر مىكنيم اين سؤال متناسب با محيطهاى صددرصد مادى همچون محيط اجتماعى غربىها است كه حتى فرزندان خود را كمى كه بزرگ شوند از خانه بيرون مىكنند! و عذر پدر و مادر را به هنگام پيرى و از كار افتادگى مىخواهند! و هرگز حاضر نيستند در برابر آنها حقشناسى و محبت كنند؛ چرا كه تمام مسائل در آنجا بر محور روابط مادى و اقتصادى دور مىزند، و از عواطف انسانى خبرى نيست!.
ولى با توجه به فرهنگ اسلامى و عواطف ريشهدار انسانى، مخصوصاً در زمينه نزديكان، بستگان و دوستان خاص، كه حاكم بر اين فرهنگ است به هيچ وجه جاى تعجب نيست.
در حقيقت اسلام پيوندهاى نزديك خويشاوندى و دوستى را ما فوق اين مسائل دانسته است، و اين در حقيقت حاكى از نهايت صفا و صميميتى است كه در جامعه اسلامى بايد حاكم باشد، و تنگنظرىها و انحصارطلبىها و خودخواهىها از آن دور گردد.
بدون شك، احكام غصب در غير اين محدوده حاكم است، ولى اسلام در اين محدوده خاص مسائل عاطفى و پيوندهاى انسانى را مقدم شمرده، و در واقع الگوئى است براى ساير روابط خويشاوندان و دوستان.
***
٣- منظور از «صديق» كيست؟
بدون شك، صداقت و دوستى معنى وسيعى دارد و منظور از آن در اينجا مسلماً دوستان خاص و نزديكند كه رفت و آمد با يكديگر دارند، و ارتباط ميان