تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧
معروف اين است او كتابى به نام «اوستا» داشته كه در سلطه «اسكندر» بر ايران از بين رفته است، و بعداً در زمان بعضى از پادشاهان ساسانى، بازنويسى شده. «١»
از عقائد آنها مطالب زيادى در دست نداريم، ولى چيزى كه امروز بيش از همه شهرت دارد مسأله اعتقاد به دو مبدأ خير و شرّ يا نور و ظلمت است.
به اين ترتيب كه: خداى نيكىها و نور را «اهورا مزدا» و خداى شرّ و ظلمت را «اهريمن» مىدانند، و به عناصر چهار گانه، مخصوصاً «آتش» احترام مىگذارند تا آنجا كه آنها را «آتش پرست» مىخوانند و هر جا آنها هستند آتشكدهاى كوچك يا بزرگ نيز، وجود دارد.
بعضى واژه «مجوس» را از ماده «مغ» كه به پيشوايان و روحانيين اين مذهب مىگفتند، مشتق مىدانند، و «مُؤْبَد» كه اكنون به روحانيين آنها گفته مىشود در اصل از ريشه «مغود» بوده.
در روايات اسلامى آنها را از پيروان يكى از انبياى بر حق شمرده شدهاند (كه بعداً از اصل توحيد منحرف گشته و به افكار و عقائد شرك آلود روى آوردهاند).
در بعضى از روايات مىخوانيم: مشركان «مكّه» از پيامبر صلى الله عليه و آله تقاضا كردند از آنها جزيه بگيرد، و اجازه بت پرستى به آنها بدهد! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: من جز از اهل كتاب جزيه نمىگيرم، آنها در پاسخ نوشتند: تو چگونه چنين مىگوئى در حالى كه از مجوس منطقه «هَجَر» جزيه گرفتهاى؟!
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: أِنَّ الْمَجُوسَ كَانَ لَهُمْ نَبِيٌّ فَقَتَلُوهُ وَ كِتَابٌ أَحْرَقُوهُ:
«مجوس پيامبرى داشتند و كتاب آسمانى، پيامبرشان را به قتل رساندند، و كتاب