تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٧
آيه نخواهد بود.
نتيجه اين كه: در هر عصر و زمان پايههاى ايمان و عمل صالح در ميان مسلمانان مستحكم شود، آنها صاحب حكومتى ريشهدار و پر نفوذ خواهند شد.
و اين كه بعضى مىگويند: كلمه «ارض» مطلق است و تمام روى زمين را شامل مىشود و اين منحصراً مربوط به حكومت مهدى عليه السلام است با جمله «كَمَا اسْتَخْلَفْ ...» سازگار نيست؛ زيرا خلافت و حكومت پيشينيان مسلماً در تمام پهنه زمين نبود.
به علاوه شأن نزول آيه نيز نشان مىدهد كه: حداقل نمونهاى از اين حكومت در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله براى مسلمانان (هر چند در اواخر عمر آن حضرت) حاصل شده است.
اما باز تكرار مىكنيم: محصول تمام زحمات پيامبران، و تبليغات مستمر و پىگير آنها، و نمونه اتم حاكميت توحيد، امنيت كامل و عبادت خالى از شرك در زمانى تحقق مىيابد كه مهدى عليه السلام آن سلاله انبياء و فرزند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ظاهر شود، همان كسى كه همه مسلمانان اين حديث را درباره او از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كردهاند: لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيا الَّا يَوْمٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذلِكَ الْيَوْمَ حَتّى يَلِىَ رَجُلٌ مِنْ عِتْرَتِى، اسْمُهُ اسْمِى، يَمْلَا الأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً:
«اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نماند، خداوند آن يك روز را آن قدر طولانى مىكند، تا مردى از دودمان من كه نامش نام من است حاكم بر زمين شود، و صفحه زمين را پر از عدل و داد كند، آن گونه كه از ظلم و جور پر شده باشد». «١»
جالب اين كه: مرحوم «طبرسى» در ذيل آيه، مىگويد: از اهلبيت پيامبر صلى الله عليه و آله