تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤١
«آيات مورد بحث، صريحاً به كوههائى كه از يخ يا در آنها نوعى از يخ وجود دارد، اشاره مىكند و اين بسيار جالب است؛ زيرا بعد از اختراع هواپيما و امكان پروازهاى بلند كه ديد دانش بشر را وسعت بخشيد، دانشمندان به ابرهائى متشكل و مستور، از سوزنهاى يخ رسيدند كه درست عنوان كوههائى از يخ بر آنها صادق است، و باز هم عجيب است كه يكى از دانشمندان شوروى در تشريح ابرهاى رگبارى طوفانى، چندين بار از آنها به عنوان «كوههاى ابر» يا «كوههائى از برف» ياد كرده است، و به اين ترتيب، روشن مىشود كه به راستى در آسمان كوههائى از يخ وجود دارد. «١»
***
در آيه بعد، به يكى ديگر از آيات خلقت، و نشانههاى عظمت پروردگار،: كه همان خلقت شب و روز و ويژگىهاى آنها است اشاره كرده، مىفرمايد:
«خداوند شب و روز را دگرگون مىسازد، و در اين، عبرتى است براى صاحبان بصيرت» «يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِا ولِي الأَبْصارِ».
در اين كه اين دگرگونى از چه نظر است؟ چند تفسير ذكر كردهاند:
بعضى آن را به معنى «آمد و شدِ شب و روز» گرفتهاند كه يكى مىآيد و ديگرى را محو مىكند.
بعضى آن را به معنى «كوتاه شدن يكى و طولانى شدن ديگرى» كه به صورت تدريجى انجام مىيابد دانستهاند، كه پيدايش فصول نيز به آن مربوط است.
و بالاخره بعضى آن را به معنى دگرگونىهائى از قبيل گرما، سرما و حوادث