تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٨
كرده، به مسأله باران اشاره مىكند.
آرى، باران است كه زمينهاى مرده را زنده مىكند، لباس حيات در پيكر درختان و گياهان مىپوشاند، و انسان و حيوانات را سيراب مىكند.
آن گاه به يكى ديگر از پديدههاى شگفتانگيز آسمان و ابرها اشاره كرده مىگويد: «و خدا از آسمان، از كوههائى كه در آسمان است، دانههاى تگرگ نازل مىكند» «وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِيها مِنْ بَرَدٍ».
«تگرگهائى كه به وسيله آن به هر كس كه بخواهد زيان مىرساند» شكوفههاى درختان، ميوهها و زراعتها، و حتى گاه حيوانها و انسانها از آسيب آن در امان نيستند «فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ».
«و از هر كس بخواهد، اين عذاب و زيان را بر طرف مىسازد» «وَ يَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشاءُ».
آرى او است كه از يك ابر گاهى باران حياتبخش نازل مىنمايد و گاه با مختصر تغيير آن را مبدل به تگرگهاى زيانبار و حتى كشنده مىكند، و اين نهايت قدرت و عظمت او را نشان مىدهد كه سود، زيان، مرگ و زندگى انسان را در كنار هم چيده، بلكه در دل هم قرار داده است!.
و در پايان آيه، به يكى ديگر از پديدههاى آسمانى كه از آيات توحيد است اشاره كرده مىگويد: «نزديك است درخشندگى برق ابرها، چشمهاى انسان را ببرد» «يَكادُ سَنا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالأَبْصارِ».
ابرهائى كه در حقيقت از ذرات «آب» تشكيل شده است، به هنگامى كه حامل نيروى برق مىشود، آنچنان «آتشى» از درونش بيرون مىجهد كه برقش چشمها را خيره، و رعدش گوشها را از صداى خود پر مىكند، و گاه همه جا را مىلرزاند، اين نيروى عظيم در لابلاى اين بخار لطيف، راستى شگفتانگيز