تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١١
و با اين توضيح، به اينجا مىرسيم كه براى استفاده از نور كامل چنين چراغى با درخشش و تابش بيشتر، نياز به چهار عامل داريم:
چراغدانى كه آن را از هر سو محافظت كند بى آن كه از نورش بكاهد، بلكه نور آن را متمركزتر سازد.
حبابى كه گردش هوا را بر گرد شعله تنظيم كند، اما آن قدر شفاف باشد كه به هيچ وجه مانع تابش نور نگردد.
چراغى كه مركز پيدايش نور بر فتيله آن است.
و بالاخره ماده انرژىزاى صاف و خالص و زلالى كه آن قدر آماده اشتعال باشد كه گوئى بدون تماس با شعله آتش، مىخواهد شعلهور گردد.
اينها همه از يكسو، در حقيقت بيانگر جسم و ظاهرشان است.
از سوى ديگر، مفسران بزرگ اسلامى در اين كه: محتواى اين تشبيه چيست و به اصطلاح «مُشَبَّه» كدام نور الهى است، تفسيرهاى گوناگونى دارند:
بعضى گفتهاند: منظور همان نور هدايتى است كه خداوند در دلهاى مؤمنان بر افروخته، و به تعبير ديگر، منظور «ايمان» است كه در سراچه قلوب مؤمنان جايگزين شده است.
بعضى ديگر آن را به معنى قرآن كه در درون قلب آدمى نورافكن مىگردد دانستهاند.
بعضى، تشبيه را اشاره به شخص پيامبر صلى الله عليه و آله.
بعضى اشاره به دلائل توحيد و عدل پروردگار.
و بعضى به روح اطاعت و تقوا كه مايه هر خير و سعادت است تفسير كردهاند.
در واقع تمام مصاديقى كه براى نور معنوى در قرآن و روايات اسلامى آمده