تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٠
مصون بماند.
و نيز به محفظههاى شيشهاى كه به صورت مكعب مستطيلى مىساختند و درى داشت و در بالاى آن روزنهاى براى خروج هوا، و چراغ را در آن مىنهادند، گفته شده است.
كوتاه سخن اين كه: «مشكاة» محفظهاى براى چراغ در مقابل حمله باد و طوفان بود، و از آنجا كه غالباً در ديوار ايجاد مىشد نور چراغ را نيز متمركز ساخته و منعكس مىنمود.
«زجاجه» يعنى «شيشه»، و در اصل به سنگهاى شفاف مىگويند، و از آنجا كه شيشه نيز از مواد سنگى ساخته مىشود و شفاف است به آن «زجاجه» گفته شده.
و در اينجا به معنى حبابى است كه روى چراغ مىگذاشتند، تا هم شعله را محافظت كند و هم گردش هوا را، از طرف پائين به بالا، تنظيم كرده، بر نور و روشنائى شعله بيفزايد.
«مصباح»، به معنى خود «چراغ» است كه معمولًا با فتيله و يك ماده روغنى قابل اشتعال افروخته مىشده است.
جمله «يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ» اشاره به ماده انرژىزاى فوق العاده مستعد براى اين چراغ است؛ چرا كه «روغن زيتون» كه از درخت پر بار و پر بركتى گرفته مىشود، يكى از بهترين روغنها براى اشتعال است آن هم درختى كه تمام جوانب آن به طور مساوى در معرض تابش نور آفتاب باشد، نه در جانب شرق باغ و كنار ديوارى قرار گرفته باشد و نه در جانب غرب كه تنها يك سمت آن آفتاب ببيند، و در نتيجه ميوه آن نيمى رسيده و نيمى نارس و روغن آن ناصاف گردد.