تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٥
مىدادند، تا اين كه آيه فوق نازل شد و به اين وضع ننگين خاتمه داد.
اما متأسفانه در عصر ما كه بعضى آن را عصر جاهليت قرن بيستم نام نهادهاند، در بعضى از كشورها كه دم از تمدن و حقوق بشر مىزنند اين عمل به شدت ادامه دارد، و حتى در مملكت ما، در عصر طاغوت، نيز به صورت وحشتناكى وجود داشت كه دختران معصوم و زنان ناآگاه را فريب مىدادند، و به مراكز فساد مىكشاندند و با طرحهاى شيطانى مخصوص آنها را مجبور به خودفروشى مىكردند و راه فرار را از هر طريق به روى آنها مىبستند، تا از اين طريق در آمدهاى سرشارى را فراهم سازند كه شرح اين ماجرا، بسيار دردناك، و از عهده اين سخن خارج است.
گرچه ظاهراً بردگى به صورت سابق وجود ندارد، ولى در دنياى به اصطلاح متمدن، جناياتى مىشود كه از دوران بردگى به مراتب وحشتناكتر است، خداوند مردم جهان را از شر اين انسانهاى متمدننما حفظ كند، و خدا را شكر كه در محيط ما بعد از انقلاب اسلامى، به اين اعمال ننگين خاتمه داده شد.
ذكر اين نكته نيز لازم است كه: جمله انْ أَرَدْنَ تَحَصُّنّاً: «اگر آنها مىخواهند پاك بمانند ...» مفهومش اين نيست كه اگر خود آن زنها مايل به اين كار باشند اجبار آنها مانعى ندارد، بلكه اين تعبير از قبيل «منتفى به انتفاء موضوع» است زيرا عنوان «اكراه» در صورت عدم تمايل صادق است و گر نه خودفروشى و تشويق به آن، به هر حال گناه بزرگى است.
اين تعبير براى آن است كه اگر صاحبان اين كنيزان مختصر غيرتى داشته باشند به غيرت آنها بر خورد، مفهوم آيه اين است: اين كنيزان كه ظاهراً در سطح پائينترى قرار دارند مايل به اين آلودگى نيستند شما كه آن همه ادعا داريد، چرا تن به چنين پستى در مىدهيد؟!
در پايان آيه- چنان كه روش قرآن است- براى اين كه: راه بازگشت را به روى گنهكاران نبندد بلكه آنها را تشويق به توبه و اصلاح كند، مىگويد: «و هر