تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٢
فساد و انحرافى نگردد، و گر نه واجب است.
در آيه فوق قرائنى بر اين استثناء، و تأييد قول اول وجود دارد از جمله:
الف- استثناء «زينت ظاهر» در آيه فوق، خواه به معنى محل زينت باشد، يا خود «زينت» دليل روشنى است بر اين كه پوشاندن صورت و كفين لازم نيست.
ب- دستورى كه آيه فوق در مورد انداختن گوشه مقنعه به روى گريبان مىدهد كه مفهومش پوشانيدن تمام سر، گردن و سينه است و سخنى از پوشانيدن صورت در آن نيست قرينه ديگرى به اين مدعا است.
توضيح اين كه: همان گونه كه در شأن نزول نيز گفتهايم عربها در آن زمان روسرى و مقنعهاى مىپوشيدند كه دنباله آن را روى شانهها و پشت سر مىانداختند به طورى كه مقنعه، پشت گوش آنها قرار مىگرفت و تنها سر و پشت گردن را مىپوشاند، ولى قسمت زير گلو و كمى از سينه كه بالاى گريبان قرار داشت، نمايان بود.
اسلام آمد، اين وضع را اصلاح كرد و دستور داد دنباله مقنعه را از پشت گوش يا پشت سر جلو بياورند و به روى گريبان و سينه بيندازند و نتيجه آن اين بود كه تنها گردى صورت باقى مىماند و بقيه پوشانده مىشد.
ج- روايات متعددى نيز در اين زمينه در منابع اسلامى و كتب حديث، وارد شده است كه شاهد زندهاى بر مدعا است «١» هر چند روايات معارضى نيز دارد كه در اين حد از صراحت نيست، و جمع ميان آنها از طريق استحباب پوشاندن وجه و كفين، و يا حمل بر مواردى كه منشأ فساد و انحراف است كاملًا ممكن است.
شواهد تاريخى نيز نشان مىدهد كه: نقاب زدن بر صورت در صدر اسلام جنبه عمومى نداشت (شرح بيشتر در زمينه بحث فقهى و روائى اين مسأله در