تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٨
قبل از انقلاب اسلامى، بيشترين اسم، شهرت، آوازه، پول، در آمد و موقعيت براى زنان آلوده و بى بند و بارى بود كه به نام «هنرمند و هنر پيشه»، معروف شده بودند، و هر جا قدم مىنهادند گردانندگان محيطهاى آلوده براى آنها سر و دست مىشكستند و قدمشان را خير مقدم مىدانستند!.
شكر خدا را، كه آن بساط بر چيده شد، و زن از صورت ابتذال سابق و موقعيت يك عروسك فرنگى و كالاى بى ارزش در آمد، شخصيت خود را باز يافت، حجاب بر خود پوشيد، اما بى آن كه منزوى شود و در تمام صحنههاى مفيد و سازنده اجتماعى حتى در صحنه جنگ با همان حجاب اسلاميش ظاهر شد.
اين بود قسمتى از فلسفههاى زنده و روشن موضوع حجاب در اسلام كه متناسب اين بحث تفسيرى بود.
***
٢- خردهگيرىهاى مخالفان حجاب
در اينجا مىرسيم به ايرادهائى كه مخالفان حجاب مطرح مىكنند، كه بايد به طور فشرده بررسى شود:
١- زنان نيمى از جامعه
مهمترين چيزى كه همه آنان در آن متفقند و به عنوان يك ايراد اساسى بر مسأله حجاب ذكر مىكنند، اين است كه: زنان نيمى از جامعه را تشكيل مىدهند اما حجاب سبب انزواى اين جمعيت عظيم مىگردد، و طبعاً آنها را از نظر فكرى و فرهنگى به عقب مىراند، مخصوصاً در دوران شكوفائى اقتصاد كه احتياج زيادى به نيروى فعال انسانى است، از نيروى زنان در حركت اقتصادى هيچگونه بهرهگيرى نخواهد شد، و جاى آنها در مراكز فرهنگى و اجتماعى نيز خالى