تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٧
فاجعه آفرين است.
بنابراين، هر چيز كه دامنه فساد جنسى را در جوامع انسانى گستردهتر سازد تهديدى براى امنيت جامعهها محسوب مىشود، و پىآمدهاى آن هر گونه حساب كنيم به زيان آن جامعه است.
مطالعات دانشمندان تربيتى نيز نشان داده، مدارسى كه در آن دختر و پسر با هم درس مىخوانند، و مراكزى كه مرد و زن در آن كار مىكنند، و بى بند و بارى در آنها حكمفرما است، كم كارى، عقب افتادگى، و عدم احساس مسئوليت، به خوبى مشاهده شده است.
٤- مسأله «ابتذال زن» و «سقوط شخصيت او» در اين ميان نيز حائز اهميت فراوان است كه نيازى به ارقام و آمار ندارد.
هنگامى كه جامعه زن را با اندام برهنه بخواهد، طبيعى است روز به روز تقاضاى آرايش بيشتر و خودنمائى افزونتر از او دارد.
و هنگامى كه زن را از طريق جاذبه جنسيش وسيله تبليغ كالاها و دكور اطاقهاى انتظار، و عاملى براى جلب جهانگردان، سياحان و مانند اينها قرار بدهند، در چنين جامعهاى شخصيت زن تا سر حدّ يك عروسك، يا يك كالاى بى ارزش سقوط مىكند، و ارزشهاى والاى انسانى او به كلى به دست فراموشى سپرده مىشود، و تنها افتخار او جوانى، زيبائى و خودنمائيش مىشود.
و به اين ترتيب، به وسيلهاى تبديل خواهد شد براى اشباع هوسهاى سركش يك مشت آلوده فريبكار و انساننماهاى ديو صفت!.
در چنين جامعهاى چگونه يك زن مىتواند با ويژگىهاى اخلاقيش، علم و آگاهى و دانائيش جلوه كند، و حائز مقام والائى گردد؟!
به راستى، درد آور است كه در كشورهاى غربى، و غرب زده، و در كشور ما