تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٢
١- براى شوهرانشان» «إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ».
٢- «يا پدرانشان» «أَوْ آبائِهِنَّ»
٣- «يا پدران شوهرانشان» «أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ».
٤- «يا پسرانشان» «أَوْ أَبْنائِهِنَّ».
٥- «يا پسران همسرانشان» «أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ».
٦- «يا برادرانشان» «أَوْ إِخْوانِهِنَّ».
٧- «يا پسران برادرانشان» «أَوْ بَنِي إِخْوانِهِنَّ».
٨- «يا پسران خواهرانشان» «أَوْ بَنِي أَخَواتِهِنَّ».
٩- «يا زنان هم كيششان» «أَوْ نِسائِهِنَّ».
١٠- «يا بردگانشان» (كنيزانشان) «أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ».
١١- «يا پيروان و طفيليانى كه تمايلى به زن ندارند» (افراد سفيه و ابلهى كه ميل جنسى در آنها وجود ندارد) «أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ».
١٢- «يا كودكانى كه از عورات زنان (امور جنسى) آگاه نيستند» «أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ».
٤- و بالاخره چهارمين حكم را چنين بيان مىكند: «آنها به هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود» (و صداى خلخالى كه بر پا دارند به گوش رسد) «وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ».
آنها در رعايت عفت و دورى از امورى كه آتش شهوت را در دل مردان شعلهور مىسازد و ممكن است منتهى به انحراف از جاده عفت شود، آنچنان بايد دقيق و سختگير باشند كه حتى از رساندن صداى خلخالى را كه در پاى دارند به گوش مردان بيگانه خود دارى كنند، و اين گواه باريك بينى اسلام در اين زمينه است.