تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٥
نخست، امر به عفو و گذشت مىكند.
پس از آن مىگويد: آيا دوست نداريد خدا شما را ببخشد؟ پس شما هم ببخشيد.
و سر انجام، دو صفت از صفات خدا كه «غفور» و «رحيم» است را به عنوان تأكيد ذكر مىنمايد، اشاره به اين كه: شما نمىتوانيد داغتر از فرمان پروردگار باشيد، خداوند كه صاحب اصلى اين حكم است، غفور و رحيم است، او دستور مىدهد كمكها را قطع نكنيد، شما چه مىگوئيد؟!
بدون شك، همه مسلمانانى كه در ماجراى «افك» درگير شدند، با توطئه قبلى نبود، بعضى از منافقين مسلماننما پايهگذار بودند، و گروهى مسلمان فريب خورده دنباله رو.
بدون ترديد، همه آنها مقصر و گناهكار بودند، اما ميان اين دو گروه فرق بسيار بود، و نمىبايست با همه يكسان معامله كنند.
به هر حال، آيات فوق درس بسيار بزرگى است براى امروز و فرداى مسلمانان و همه آيندگان، كه به هنگام آلودگى بعضى از افراد به گناه و لغزش، نبايد در كيفر، از حدّ اعتدال تجاوز كرد، نبايد آنها را از جامعه اسلامى طرد نمود، و نبايد درهاى كمكهاى را به روى آنها بست، تا يكباره در دامن دشمنان سقوط كنند، و در صف آنها قرار گيرند.
آيات فوق، در حقيقت ترسيمى از تعادل «جاذبه» و «دافعه» اسلامى است:
آيات افك و مجازات شديد تهمتزنندگان به نواميس مردم، نيروى عظيم دافعه را تشكيل مىدهد، و آيه مورد بحث كه سخن از عفو و گذشت و غفور و رحيم بودن خدا مىگويد، بيانگر جاذبه است!.
***