تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٥
اگر مىبينيم دستور عيبپوشى داده شده، يك دليلش همين است كه گناه جنبه عمومى و همگانى پيدا نكند.
اگر مىبينيم گناه آشكار اهميتش بيش از گناه مستور و پنهان است تا آنجا كه در روايتى از امام على بن موسى الرضا عليه السلام مىخوانيم: الْمُذِيعُ بِالسَّيِّئَةِ مَخْذُولٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّيِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ: «آن كس كه گناه را نشر دهد مخذول و مطرود است و آن كس كه گناه را پنهان مىدارد مشمول آمرزش الهى است». «١»
و اگر مىبينيم در آيات فوق، موضوع اشاعه فحشاء با لحنى بسيار شديد و فوقالعاده كوبنده محكوم شده، نيز دليلش همين است.
اصولًا، گناه همانند آتش است، هنگامى كه در نقطهاى از جامعه اين آتش روشن شود، بايد سعى و تلاش كرد كه آتش، خاموش، يا حداقل محاصره گردد، اما اگر به آتش دامن زنيم و آن را از نقطهاى به نقطه ديگر ببريم، حريق، همه جا را فرا خواهد گرفت و كسى قادر بر كنترل آن نخواهد بود.
از اين گذشته، عظمت گناه در نظر عامه مردم و حفظ ظاهر جامعه، از آلودگىها خود سد بزرگى در برابر فساد است، اشاعه فحشاء، نشر گناه و تجاهر به فسق اين سد را مىشكند، گناه را كوچك مىكند، و آلودگى به آن را ساده مىنمايد.
در حديثى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيم: مَنْ أَذَاعَ فَاحِشَةً كَانَ كَمُبْتَدِئِهَا: «كسى كه كار زشتى را نشر دهد، همانند كسى است كه آن را در آغاز انجام داده». «٢»
در حديث ديگرى از امام موسى بن جعفر عليه السلام مىخوانيم: مردى خدمتش آمده، عرض كرد: فدايت شوم از يكى از برادران دينى كارى نقل كردند كه من آن