تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢
در حقيقت، بحث و جدال علمى در صورتى مىتواند ثمر بخش باشد كه متكى به يكى از اين دلائل گردد، دليل عقل، يا كتاب، يا سنت.
***
پس از آن، در يك عبارت كوتاه و پر معنى، به يكى از علل انحراف و گمراهى اين رهبران ضلالت، پرداخته مىگويد: «آنها با تكبر و بى اعتنائى نسبت به سخنان الهى و دلائل روشن عقلى، مىخواهند مردم را از راه خدا گمراه سازند» «ثانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ».
«ثانى» از ماده «ثنى» به معنى پيچيدن است و «عطف» به معنى پهلو است، و پيچيدن پهلو كنايه از بى اعتنائى و اعراض از چيزى است.
جمله «لِيُضِلَّ» ممكن است هدف اين اعراض و روىگردانى باشد، يعنى آنها براى گمراه ساختن مردم آيات و هدايتهاى الهى را به هيچ مىگيرند.
و ممكن است نتيجه آن گردد، يعنى محصول بى اعتنائى آنها اين است كه:
مردم را از راه حق باز مىدارند.
به هر حال، سپس كيفر شديد آنها را در دنيا و آخرت به اين صورت تشريح مىكند: «بهره آنها در اين دنيا رسوائى و بدبختى است، و در قيامت عذاب سوزنده را به آنها مىچشانيم» «لَهُ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ نُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَذابَ الْحَرِيقِ».
***
و به او مىگوئيم: «اين نتيجه چيزى است كه دستهايت از پيش براى تو فرستاده است» «ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ يَداكَ».
«و خداوند هرگز به بندگان ظلم و ستم نمىكند» «وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ».