تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٥
آرى، مشركان تنها روى ادعا تكيه دارند و دليلهاى آنها همچون تقليد كوركورانه از نياكان و خرافاتى همانند آن، مطالبى واهى و بى اساس است، آنها معاد را با آن دلائل روشن انكار مىكنند، اما شرك را با نداشتن هيچگونه دليل پذيرا مىشوند، و مسلّم است خداوند به حساب اين گونه افراد كه فرمان عقل را زير پا گذارده و آگاهانه در بيراهههاى كفر و شرك سرگردان شدهاند، مىرسد.
و در پايان آيه مىفرمايد: «كافران رستگار نخواهند شد» و نتيجه كارشان در اين حسابرسى الهى روشن است «إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَ».
چه جالب است كه: اين سوره با «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون» آغاز شد و با «لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَ» بحثهايش به پايان مىرسد، و اين است دورنماى زندگى مؤمنان و كافران از آغاز تا انجام.
***
در آخرين آيه اين سوره شريفه، به عنوان يك نتيجهگيرى كلى روى سخن را به پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله كرده، مىگويد: «بگو پروردگارا! مرا ببخش، و مشمول رحمت خود قرار ده، و تو بهترين رحم كنندگانى» «وَ قُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ».
اكنون كه گروهى در بيراهه شرك سرگردانند، و جمعى گرفتار ظلم و ستم، تو خود را به خدا بسپار، در پناه لطف و رحمت او قرار ده و از او آمرزش و غفران بطلب.
و مسلّم است اين دستور، براى همه مؤمنان است هر چند مخاطب شخص پيامبر صلى الله عليه و آله مىباشد.
در روايتى نقل شده است: «آغاز اين سوره و پايانش از گنجينههاى عرش